أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
پيشگفتار 48
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
« . . . شما از پادشاهان توانگرترى . . . » ( 1 : 539 ) . . . . ، و قس على هذه الامثلة نظائرها كه چنان كه گفتيم در اين كتاب بيرون از حدّ احصاست . 112 شادروان استاد بهار نيز در سبك شناسى همين مطلب را به عنوان « تنها شيوهاى كه ويژهء آن كتابست » مورد اشاره قرار مىدهد و مىگويد : « در ساير كتب اين دوره گاهبگاه با آن روبرو مىشويم ولى درين كتاب [ تفسير شيخ ابو الفتوح - قدّس سرّه ] صفحهاى از آن خالي نيست » . 113 مىنويسم : اين ويژگى در تفسير شيخ ابو الفتوح - نوّر اللّه مرقده - ديده مىشود و در برخى متنهاى كهن ديگر هم ؛ نمونهء ديگر را ، - بر بنياد گزارش فرهنگنامهء قرآنى ، ( ج 1 ، ص 139 ) - در دستنوشت كهنى از يك ترجمهء پارسى نبى پاك - كتابت گرديده به سدهء هفتم هجرى - ، در ترجمهء « استكثرتم » آمده : « بسيار گردى » - كه همان « بسيار گرديد » است . در « دقائق التّأويل » هم اين ريخت كاربردى ، مشاهده مىگردد ؛ بنگريد به : « شما . . . دشمن يكديگر بوذى » [ بوديد ] . ( رويههاى 93 و 94 از دستنوشت ) . « شما . . . چنان بوذى » [ بوديد ] . ( رويهء 94 از دستنوشت ) . « كافر شذى شما ؟ » [ شديد ] . ( رويهء 96 از دستنوشت ) . « بعد ايمانكم / پس از آنكه ايمان آوردى » [ آورديد ] ( رويهء پيشگفته ) . « و إذا حللتم / و چون از إحرام بيرون آمذى » ( رويهء 235 از دستنوشت ) . ادغام در متنهاى ديرين ، گاه از دو صامت همسان پياپى يكى حذف مىگرديده است ، مثلا در « هر روز » يكى از دو « راء » انداخته شده و « هروز » آمده ، يا بجاى « درستتر » آمده : « درستر » ، يا بجاى « سستتر » آمده : « سستر » . 114 در قابوس نامه مىخوانيم : به چيزى كه ندانى به هيچيز نرسى . ( ص 46 ) . ( در اين شاهد « هيچيز » ريختى از « هيچ چيز » است . ) نيز : اگر نه خورى دوستر دارم ( ص 67 ) .